تبليغاتX
قاصدک

قاصدک
ما در این جمع لطیف , لطف دیدار تو را می طلبیم. 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
ملاصدرا میگه:

خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان

اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود

و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،

و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود،

و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می‌شود،

و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود…
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 17:15 ] [ هدی ]
وقتی قلب‌هایمان‌ کوچک‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود

وقتی نمیتوانیم‌ اشک‌هایمان‌ را پشت‌ پلک‌هایمان‌ مخفی کنیم‌

و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ میشکند

وقتی احساس‌ میکنیم

بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است‌

و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛

وقتی امیدها ته‌ میکشد

و انتظارها به‌ سر نمیرسد

وقتی طاقتمان‌ تمام‌ میشود

و تحملمان‌ هیچ ...  

[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 20:7 ] [ هدی ]

خدا تنها روزنه ایست که هیچگاه بسته نمی شود، تنها کسی است که با

دهان بسته هم می توان صدایش کرد، . با پای شکسته هم می توان

سراغش رفت، تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر بر می دارد

و بیشتر می خرد، او تنها کسی است که وقتی همه رفتند می ماند و

وقتی همه پشت کردند آغوش می گشاید.

[ سه شنبه ششم دی 1390 ] [ 22:35 ] [ هدی ]
دیروز بزرگی می گفت:

هر وقت احساس کردی ناخودآگاه دلت گرفت، بدان جایی کسی دردی دارد.

هــــــــــــــــــــــی این روزها چقدر دلم می گیرد...!!
[ شنبه سوم دی 1390 ] [ 21:58 ] [ هدی ]

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک ‌کاری کنند.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور

دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم.

 

[ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 ] [ 21:21 ] [ هدی ]
گاه دلتنگ میشوم...

دلتنگتر از همه......

گوشه ای می نشینم و حسرتها را مرور میکنم ....

نمیدانم کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم که

دلتنگترینم؟؟؟؟
[ یکشنبه بیستم آذر 1390 ] [ 21:23 ] [ هدی ]
مایکل شوماخر چندین سال متوالی در مسابقات رالی در دنیا اول شد.

وقتی رمز موفقیتش را پرسیدند، در جواب گفت:

تنها رمز موفقیت من این است که زمانی که دیگران ترمز می گیرند، من گاز می دهم...

ead while others are sleeping

(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)

DECIDE while others are delaying

(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)

PREPARE while others are daydreaming

(خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند)

BEGIN while others are procrastinating

(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)

WORK while others are wishing

(کار کن وقتی که دیگران در حال آرزو کردند)

SAVE while others are wasting

(صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردند)

LISTEN while others are talking

(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردند)

SMILE while others are frowning

(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگیند)

PERSIST while others are quitting

(پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردند)
[ شنبه نوزدهم آذر 1390 ] [ 14:17 ] [ هدی ]

لحظات شادی خدا را ستایش کن

لحظات سختی خدا را جستجو کن

لحظات آرامش خدا را مناجات کن

لحظات دردآور به خدا اعتماد کن

و در تمام لحظات خداوند را شکر کن

[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 10:25 ] [ هدی ]

 بیایید در ماه محرم اگر زنجیرمیزنیم  ، قبل از آن زنجیر غفلت از پای

 خود باز کرده باشیم  ...

 اگر که سینه میزنیم ، قبل از آن سینه دردمندی را از غم و آه

پاک کرده باشیم ...

 خوب است اگر اشکی میریزیم، اما قبل از آن اشک از چهره ی

 مظلومی پاک کرده باشیم 

آن وقت می توانیم با افتخار بگوییم : یا حسین (ع )  

 

[ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ] [ 21:15 ] [ هدی ]

  از "یا حسین"  تا  " با حسین "  فرسنگها فاصله است

کوفیان نیز " یا حسین"  گفتند ولی " با حسین " نماندند ...

[ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 16:57 ] [ هدی ]

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی باقلم نقش حبابی بر لب

دریا کشید گفتمش تصویری از لیلا و مجنون را بکش عکس حیدر در

کنار حضرت زهرا کشید گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن در

بیابان بلا تصویری از سقا کشید گفتمش سختی و درد و آه گشته

 حاصلم گریه کرد آهی کشیدو زینب کبری کشید. التماس دعا

[ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 14:50 ] [ هدی ]
باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه

خانه ام کو ؟ خانه ات کو ؟ آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو ؟ فصل خوب سادگی کو ؟

یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟

پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگین

در پس آن کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟

کودک خوشحال دیروز ، غرق در غمهای امروز

یاد باران رفته از یاد ، آرزوها رفته بر باد

باز باران٬  باز باران میخورد بر بام خانه

بی ترانه ٬بی بهانه ، شایدم گم کرده خانه  
[ دوشنبه هفتم آذر 1390 ] [ 15:16 ] [ هدی ]

بسیج‏، ستاره سماواتیان در زمین است. و صاعقه مرگ ستمگران

زمان،سلاح رهایی محرومان است و سوهان روح مستکبران،

سنگرنشین سفره هفت‏سین باصفای آزادی است.

مرد سنگر و سجاده و سپیده و سبزه و سرخ‏رویی و ستم سوزی.

**هفته بسیج برشما بسیجیان مبارک باد**

[ جمعه چهارم آذر 1390 ] [ 19:57 ] [ هدی ]
غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید

یا دل ِ شیشه ای ات از لبه پنجره عشق زمین خورد و شکست ....

با نگاهت به خدا

چتر شادی واکن!!
[ چهارشنبه دوم آذر 1390 ] [ 13:50 ] [ هدی ]
 حسن باران این است که زمینی ست ولی

آسمانی شده است و به امداد زمین میاید

حسن باران این است

که تبسم دارد

گرد غبار از همه چیز از همه جا میگیرد

حسن باران این است

که مرا میبرد از خویش به عشق

و مرا برمیگرداند از عشق به خویش

همه جا بر همه کس میبارد

و تعلق دارد به جهانی از عشق
  
[ دوشنبه سی ام آبان 1390 ] [ 13:49 ] [ هدی ]

لحظه هارامیگذراندیم تابه خوشبختی برسیم غافل ازاینکه

خوشبختی درآن لحظه ها بودکه گذراندیم.

[ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ] [ 16:48 ] [ هدی ]

هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست که کسی انسان را

دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام که مورد

 محبت کسی هستم, مثل این بوده است که دست خداوند

را بر شانه خویش احساس کرده ام... چارلز مورگان

[ چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 ] [ 21:20 ] [ هدی ]

زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقش و نگاری که خودت

میخواهی نقشه را اوست که تعیین کرده تو در این بین

فقط می بافی نقشه را خوب ببین

نکند آخر کار قالی زندگی ات را نخرند !

[ چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 ] [ 15:30 ] [ هدی ]
ای خدا ،
من باید از نظر علم از همه برتر باشم، تا مبادا که دشمنان مرا از این
 
 راه طعنه زنند. باید به آن سنگدلانی که علم را بهانه کرده و به
 
دیگران فخر می‌فروشند، ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند
 
 شد. باید همه آن تیره دلان مغرور و متکبر را به زانو در آورم،
 
 آنگاه خود خاضع ترین و افتاده ترین مرد روی زمین باشم.
 
 ای خدای بزرگ آنها که از تو می‌خواهم ، چیزهایی است که فقط
 
می‌خواهم در راه تو به کار اندازم و تو خوب میدانی
 
که استعداد آنرا داشته‌ام.
[ پنجشنبه ششم مرداد 1390 ] [ 23:2 ] [ هدی ]

نویسم باز امشب .نامه ای با خط خوشگل.می گذارم روی کاغذ.حرف خود

را از ته دل می نویسم نامه ای به .آن که امید دل ماست.او که رفته

سال ها پیش .رفتنش مثل معماست برنگشته تا به امروز.مثل اینکه

دیر کرده.انتظارش بچه ها را.خسته و دلگیر کرده می نویسم نامه ای تا

او بداند در چه حالیم .بر درخت زندگی مان.مثل یک گردوی کالیم گفته روزی

خواهد آمد.صبر باید کرد شاید !.قول او سبز است ،

حتما.با دعای ما می آید.   

[ پنجشنبه سی ام تیر 1390 ] [ 1:10 ] [ هدی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ
كار ما شايد اين است كه در افسون گل سرخ شناور باشيم
كار ما شايد اين است
كه ميان گل نيلوفر و قرن
پي آواز حقيقت بدويم .
امکانات وب